چقدر خوشحالمه که نیستی... اگه بودی سهمت فقط غم بود همین...
شاید آخرین نامه باشه ... خوب بخوابی دخترکم... آخ که دلم پر درده... آخ که دلم مرده ... خوش به حالت که بین آدمها نیستی... دخترکم شب بخیر...
دیگه چیز شیرینی نیست بخوام ازش بنویسم برات جز تلخی و اندوه.... خداحافظ
برچسب:
نویسنده: نگار نیکنام
برچسب:
نویسنده: نگار نیکنام
کاشکی اخر این سوز بهاری باشد...........
برچسب:
نویسنده: نگار نیکنام
برچسب:
نویسنده: نگار نیکنام
دخترکم سلام
به جایی رسیدم که هیچی برام مهم مفهوم نیست تعریف ....غذا میخورم که جوونی داشته باشم بتونم کارها رو انجام بدم....دیگه برام آرزویی نمونده....هیچ .....
کاش منم کنار تو خوابیده بودم
برچسب:
نویسنده: نگار نیکنام
برچسب:
نویسنده: نگار نیکنام
برچسب:
نویسنده: نگار نیکنام
برچسب:
نویسنده: نگار نیکنام
برچسب:
نویسنده: نگار نیکنام
برچسب:
نویسنده: نگار نیکنام
برچسب:
نویسنده: نگار نیکنام
برچسب:
نویسنده: نگار نیکنام
پیش نمیاد که من نامه هایی که برات مینویسم رو دوباره بخونم.
ولی امشب نشستم چند نوشته آخر رو خوندم.دیدم نصف بیشتر حرفام تکراری بود.
ترجیح میدم حرف تازه باهم بزنیم.
از تکرار بیزارم.
یه مدت ننویسم برات بهتره.
حرف چرت زیاد هست .حالا همچین هم در و گوهر نمیگفتم تا الان....هه.....
مخاطب هم حالش بهم میخوره همش چس ناله بشنوه....به اندازه کافی حال همه خراب هست....
پس مفهوم سکوت تعریف رو ترجیح میدم که کمتر حرف تلخ بنویسم
برچسب:
نویسنده: نگار نیکنام
برچسب:
نویسنده: نگار نیکنام
نامه های پست نشده
خانه
سرآغاز
اینجا پره از نامه های پست نشده.....پر از حرف و حرف و حرف......پر از اتفاق ....پر از غم....امید.....شکست....وصله...پر از خوشحالی و رژ بنفش.....اینجا زندگی در جریانه.....برای کسی نامه مینویسم که زندگیش در جریان نیست
بایگانی
آخرین مطالب
۹۶/۰۶/۱۷
دختر بچه
۹۶/۰۵/۳۰
فصل ابیاری
۹۶/۰۵/۲۱
روزهای ابری
۹۶/۰۴/۱۴
عصرهای دلگیر
۹۶/۰۳/۲۹
قصه
برچسب:
نویسنده: نگار نیکنام