ترس
-
تاریخ: 1395/9/6 ساعت: 12:34
سلام دخترکم؛ این روزها معمولی میگذرن. از اون اتفاقات مهیج و تکون دهنده خبری نیست....خوب زندگی همینه دیگه.مهم اینه که ما چطوری باهاش کنار بیایم.دخترم همیشه به بغضی ته گلوم هست که خیلی دیر به دیر میشکنه....مثلا دیروز با دوستم حرف میزدم و قرار قلبش رو عمل کنه....مدام میگفت حلالم کن....منم بغض گلوم رو گ...
استانه
-
تاریخ: 1395/9/6 ساعت: 12:34
دیشب چه خواب بدی دیدم که یهو از خواب پریدم و کنارم دنبال تو گشتم....که خدا رو شکر تو نبودی کنارم...طبق معمول بالا سرم موبایل و هندزفری و کتاب و کرم مرطوب کننده بود.... خواب دیدم دوستم که الان حال مساعدی نداره داره یه دختر به دنیا میاره.خیلی خیلی درد میکشید و من تمام مدت انگار دردش رو حس میکردم....با...
بیا مدارا کن
-
تاریخ: 1395/7/27 ساعت: 1:51
دخترکم سلام. چند روزی به سفر رفته بودم بعد از سالها تنهایی....طبق معمول پایتخت....ولی انگار پاریس بود بس که بهم خوش گذشت هر چند فقط بیمارستان و خونه بودم.پدر بزرگم اخی....مریض شده و بیمار....ادمهایی که واسمون عزیز هستن و همیشه باابهت و قوی قامت سخته باور کردن پیری و از دست دادنشون.همیشه دوست داری تو...
قهرمانت رو بیدار کن
-
تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 1:41
نمی دونم از کجا شروع کنم.دلم خیلی پره.هعی.....نمی خوام غر بزنم.باور کن بعضی وقتها یه جاهایی نمیشه کاربردی عمل کرد.باید همونجا نشست......و گفت زندگی من خستم.....بریدم.....یه فرصت بده من.نفس کشیدن برام سخت شده.بعدش بگی خدا جون بغلم کن.محکم تر از دیروز. یعنی بدتر از این هست. میدونی دخترکم زندگی هر پرده...
اخر این جاده کجاست
-
تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 1:41
سلام بانوی من. هی تایپ میکنم و پاک میکنم . عادت کردم به نوشتن برای تو.تویی که نیستی....میدونی دخترکم این حرفها منو خالی میکنه. پس گوش کن لطفا.....من حرفهای یواشکی دارم با تو.ببین من ....چطور بگم......ولش کن.بزار یواشکی ها نگفته بمونن.به دوستی گفتم من کلی حرف دارم که همیشه تایپ میکنم و هیچ وقت ارسال ...
فاصله
-
تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 1:41
دخترکم؛ به این فکر میکردم اگه تو بودی و بزرگ میشدی چقدر بین منو تو و دنیامون فاصله بود...خیلی خیلی زیاد.میدونم چیز عجیبی نیست؛ ولی همیشه باید نقاط مشترک کمی هم وجود داشته باشه.بین دو نسل.من همیشه فکر میکنم من و خواهرت اصلابا هم نقطه مشترک نداریم البته در آستانه بالغ شدنش بی ثاتیر نیست.هرچه که بزرگتر...
واقعی تو
-
تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 1:41
سلام دخترکم. تو داری خواهر یا برادر دار میشی.نه نترس.تو خونه تو نیستن.شاید نصف ژنتیک تو رو داشته باشن یا اخلاق تخس تو رو.ولی مهمون کس دیگه ای هستن و از پدری دیگه.به نظرت روزی میاد من بهت بگم دارم مادر میشم باز؟ یعنی جرأت میکنم!!!! فعلا که دعوت نامه تو رو تو گاو صندوق گذاشتم و داره خاک میخوره.میدونی ...
حوصله کن با من
-
تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 1:41
دخترکم میخوام سبک زندگی رو تغییر بدم.به سمت بهتر شدن.زمان رو نباید از دست بدم.کمی با من حوصله کن.همه ما وقتی به چیزی عادت میکنیم دو دستی میچسبیم بهش.میگیم همین خوبه....تغییر دادن سخته.کلا ترک عادت موجب مرض است دیگه!!!یا از مرضی به مرض دیگر نغییر شکل میده!!!!! حالا من هی گیر سنم هستم.میگم یه خانوم 31...
من حریفش نمی شم
-
تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 1:41
دخترکم دارم این روزها به سختی نفس میکشم.....زندگی میخواد داره هممون رو یائسه میکنه....هنوز زورش به من نرسیده.....ولی می ترسم نکنه حریفش نشم.نکنه بیام بگم دخترکم من تسلیم شدم و محاصره شدم تو ناامیدی و تلخی و افسوس.....دخترکم بیا منو بغل کن.بگو که همه چیز درست میشه و میشه درستش کرد.چرا همیشه همه چیز ا...